
آیا می دانید که اولین گام در جهت جلوگیری از هدر رفتن گرما ، مسدود کردن سوراخ سمبه های منزلتان می باشد ؟! حالا منظور از سوراخ سمبه چیست ؟ خب سوراخ سمبه به هرجایی می گویند که گرما بتواند از آن خارج شود . حالا گرما از کجا بیشتر از همه خارج می شود ؟ خب معلوم است ؛ از لوله دودکش بخاری ! اصلا چه معنی دارد که لوله بخاری را میچپانید داخل دودکش و یک کلاهک H هم می گذارید روی آن ؟ این سوسول بازی ها یعنی چی ؟
اگر واقعا می خواهید از پرت گرما در منزلتان جلوگیری کنید همین الان به پشت بام بروید و یک کیسه گونی یا نایلون یا یک طالبی کوچک و یا هر چیز دیگری که به دستتان رسید فرو کنید داخل لوله دودکش تا از هدر رفتن گرمای منزلتان جلوگیری شود . اصلا بهتر است با یک تیر دو نشان بزنید یعنی هم از پرت گرما جلوگیری کنید و هم یک کار خیر انجام دهید به این صورت که یک لانه کبوتر ، کلاغ ، لک لک یا هر پرنده دیگری پیدا کنید و بردارید بگذارید روی دودکش بخاری تان تا هم گرما کمتر خارج شود و هم لانه آن پرنده مجهز به سیستم گرمایش از کف بشود و در این سر سیاهی زمستان خودش و جوجه هایش حالش را ببرند و دعایش را به جان شما بکنند .
تازه راه بهتر این است که دریچه را از داخل منزل با گچ و سیمان مسدود کنید انگار که از روز اول اصلا دریچه ای نبوده و سپس لوله بخاری تان را داخل یک تشت آب بگذارید تا با این روش هم با یک تیر دو نشان زده باشید . هم نگذاشتید که انرژی گرما از راه لوله دودکش از منزل خارج شود و هم اینکه چون از طریق لوله ، گاز مونوکسید کربن وارد تشت آب شده ، شما هر چند ساعت یکبار یک تشت آب گازدار خواهید داشت که یک چیزی تو مایه های همین سون آپ و ماءالشعیر و نوشابه خودمان خواهد بود و می توانید آن را با غذا یا بدون غذا نوش جان کنید تا جگرتان حال بیاید !
امیدواریم با عمل به این توصیه ها اگر تلف نشدید ، زندگی خوب و خوشی را در کنار کانون گرم خانواده تجربه کنید !
چاپ شده در خبرنامه صبا
افزایش بار علمی اموات

جراید : ( کتابخانه ای در غسالخانه قدیمی شهر ) !
شنیده بودیم شهرداری هر سوراخ سمبه و زمین بی صاحبی را که پیدا می کنند آن را تبدیل به پارک می نماید ولی خدا وکیلی نه دیده و نه شنیده بودیم که یک غسالخانه تبدیل به کتابخانه شود !
البته اگر به این قضیه نیک بنگریم خواهیم فهمید که احداث کتابخانه در غسالخانه مزایایی را برای زندگان و مردگان خواهد داشت !
اولین مزیت آن این است که حضور در مکانی مثل غسالخانه ناخودآگاه انسان را به یاد مرگ می اندازد و این یعنی همان هدفی که اغلب نویسندگان کتاب ها از خلق آثار خود دارند . به بیان بهتر ، بسیاری از نویسندگان روزها و ماه ها و سال ها جهت نگارش کتاب خود وقت می گذارند تا در نهایت به خواننده بگویند که این دنیا فانی است و همه ما رفتنی هستیم و باید هر لحظه به یاد مرگ باشیم و از آن غافل نشویم و مواردی از این دست و لذا احداث کتابخانه در غسالخانه این مزیت را دارد که مراجعین حتی اگر هیچ کتابی هم نخوانند قرار گرفتنشان در این محیط به اندازه چندین کتاب به آن ها چیز می آموزد !
مزیت دوم اینکه اصولا روح اموات بیشتر از هر جای دیگری در قبرستان ها و غسالخانه ها سرگردان می باشد و لذا تبدیل شدن غسالخانه به کتابخانه موجب می شود که ارواح مردگانی که هنوز در غسالخانه ها در پرواز هستند از بیکاری در بیایند و با قرار گرفتن در کنار زندگانی که مشغول مطالعه کتاب می باشند هم وقتشان را به نحو احسن پر کنند و هم بر بار علمی خود بیفزایند و با اندوخته علمی بیشتری راهی دیار باقی شوند !
و اما مزیت سوم این است که این امر نقطه شروعی خواهد بود برای اینکه از این پس هر مکان غیر قابل استفاده ای اعم از قبرستان ، سرویس بهداشتی ، ساختمان مخروبه ، خندق های شهری و ... تبدیل به کتابخانه شود تا از این طریق سرانه مطالعه در کشورمان به شدت افزایش یابد !
قوطی ایرانی بخر ، جایزه ببر

جراید : ( رب های چینی در قوطی های ایرانی ) !
از قدیم گفته اند که هر کاری یک دلیلی دارد و به عبارتی هر معلولی ساخته و پرداخته یک علتی است پس بدون شک ریختن رب های چینی در قوطی های ایرانی هم بدون دلیل نیست و یحتمل این کار با اهداف ذیل صورت پذیرفته است :
قوطی های رب چینی فاقد جایزه می باشند ولی قوطی های رب ایرانی تا دلتان بخواهد جایزه دارند و شما می توانید به راحتی و با پیامک زدن شماره مندرج بر روی درب آن ها در قرعه کشی شرکت کرده و جایزه های خوب خوب ببرید لذا ریختن رب های چینی در قوطی های ایرانی موجب جایزه بردن خریداران شده و رضایت بیش از پیش آن ها را به دنبال خواهد داشت و در نتیجه میزان فروش این رب ها نیز چندین برابر خواهد شد !
قوطی های ایرانی به گونه ای ساخته می شوند که این قابلیت را داشته باشند که به راحتی بتوان تاریخ تولید و انقضا و قیمت برای مصرف کننده مندرج بر روی آن ها را تغییر داد و از این طریق از دور ریخته شدن رب های تاریخ گذشته و یا ارزان دادن رب به مشتری جلوگیری خواهد شد از همین روی ریختن رب های چینی در قوطی های ایرانی موجب می شود که تولید و توزیع کنندگان از این مزایا بهره مند گردند !
همین خود ریختن رب های چینی در قوطی های ایرانی هم نیاز به تعداد زیادی کارگر ساده دارد که این امر نیز به نوبه خود کمک زیادی در جهت اشتغال زایی و بالا رفتن نرخ اشتغال در کشور خواهد کرد !
چاپ شده در روزنامه قدس
مطلب پست قبلی ام که در جشنواره طنز طهران
مقام دوم را کسب کرد در روزنامه اطلاعات
۱۳۸۸/۱۰/۱۴ به چاپ رسید

و الان من یک مار هستم ! یک مار بزرگ ، یک مار پیتون غول پیکر ، بزرگترین پیتون روی کره زمین و یکی از قدرتمند ترین خزندگانی که در جهان وجود دارد .
من می خورم ، همه چیز را می خورم ، هر چیزی که در برابرم باشد را می خورم .
یادم می آید که یک بار یک گوسفند زنده با قصاب را خوردم ! یکدفعه هم که کلی راه را خزیده و خیلی گرسنه و تشنه شده بودم یک گاو ماده را درسته غورت دادم که خیلی هم به من چسبید چون با یک تیر دو نشان بود ؛ گوشتش شکمم را سیر کرد و شیرش هم تشنگی ام را بر طرف نمود آن هم شیری که از تولید به مصرف بود یعنی نه مثل شیرهای یارانه ای به آن آب بسته بودند و نه گرفتنش نیاز به کله سحر بیدار شدن و ایستادن در صف چندصد نفری داشت ؛ یک تانکر شیر پرچرب رایگان بود !
چند روز پیش هم یک بچه مدرسه ای را که کلاس درس و معلمش را پیچانده و توی کوچه کارهای غیر اخلاقی می کرد را از قسمت سرش درسته بلعیدم ، فقط نفهمیدم چرا آخرش مزه ته کفش می داد !
تازه من بلانسبت شما خیلی چیزهای دیگری هم خورده ام که بعضی هایش یادم نمی آید و بعضی دیگر هم که یادم می آید گلاب به رویتان قابل عرض نیست !
البته این را هم بگویم که من از اول یک پیتون غول پیکر همه چیز خوار نبودم . شاید باورتان نشود ولی من زمانی یک کرم بودم ! یک کرم خاکی ؛ یک کرم خاکی ضعیف و نحیف که اگر یک گنجشک از آسمان به من پخ می کرد ، از ترس درجا عین ماکارونی خشک می شدم و می مردم .
ولی او بود که زندگی من را تغییر داد ؛ دیدن او مسیر زندگی ام را صد و هشتاد و دو درجه عوض کرد و باعث شد من کرم خاکی بشوم چیزی که الان هستم ؛ او با رفتار خودش به من آموخت که من هم می توانم برترین باشم ؛ من هم می توانم از همه قوی تر و بزرگتر باشم .
او به من یاد داد که در این دنیا اگر نمی خواهی خورده شوی باید بخوری !
زندگی من که یک کرم خاکی ضعیف بودم از زمانی وارد مسیر جدیدش شد که آن جوجه خروس زردمبو ی نیم مثقالی برای سیر کردن شکم فندقی اش در باغچه محل زندگی ام به سمت من حمله ور شد .
آن زمان آنقدر ترسیده بودم که برای مصون ماندن از نوک آن جوجه ، ساعت ها در درون خاک خزیدم و خزیدم ؛ وقتی به خودم آمدم که دیدم چندین متر را در درون زمین طی کردم و به جایی رسیدم که بعدا فهمیدم خانه اوست . چه عظمتی ، چه شکوه و جلالی ، آن همه امکانات را چگونه با خود به اعماق زمین برده بود ؟! هر چیزی که فکرش را می کردم او در خانه اش داشت .
از زمانی که برای اولین بار او را دیدم از خودم بدم آمد ؛ دیگر حالم از خودم به هم می خورد ؛ آخر هر دو ی ما از یک خانواده بودیم ولی او به آن شکل بود و من این شکل !
پس عزمم را جزم کردم ؛ تلاش کردم ؛ رنج کشیدم ؛ سال های سال ورزش کردم تا توانستم خودم را به این قد و قواره و هیکل برسانم .
اول به سراغ ورزش های کششی مثل بسکتبال رفتم چون برای اولین بار که او را دیدم بیشتر از هر چیز ، قد یا همان طول بسیار زیادش بود که نظر من را به خودش جلب کرد .
بعد از چند سال که بالاخره توانستم خودم را از چند میلی متر به چندین متر برسانم به سراغ ورزش های قدرتی مثل پاورلیفتینگ و بادی بیلدینگ رفتم و در طی چند سال تلاش مداوم و عدم استفاده از داروهای نیروزا و غیر استاندارد موفق شدم از آن اندام سیخکی چوب کبریت مانندم ، کوهی از عضله و ماهیچه بسازم .
با کمک ورزش هایی مثل ژیمناستیک و یوگا ، انعطاف پذیری بدنم را بالا بردم و تلاشم در زمینه رشته دو و میدانی سبب شد تا بتوانم شتاب اولیه و سرعت خزیدنم را به شدت افزایش دهم .
البته این را به خوبی می دانم که با تمام این وجود من اکنون شصت پای او هم به حساب نمی آیم ولی همین هم برای من افتخار بسیار بزرگی است که او اولین باشد و من هم دومین مار بزرگ و قدرتمند در تمامی دنیا و به عبارتی زیر دست او به حساب بیایم .
او الگوی من است ؛ او بت من است ؛ او استاد و مشوق من است ؛ البته نه مثل اساتید بعضا قلابی دانشگاه ها بلکه یک چیزی تو مایه های این آموزش های از راه دور و مجازی ! چون او هیچوقت با من رو در رو حرفی نزد ولی با حرکات و رفتار خودش خیلی چیزها را به من آموخت . او به من یاد داد که ما مارها اگرچه دست و پا نداریم ولی نباید بی دست و پا هم باشیم !
او اولین مار و بلکه اولین موجود روی کره زمین است که توانست به حکومت چند هزار ساله انسان ها بر روی این کره خاکی پایان بدهد و آن ها را به خدمت خود درآورد .
از او آموختم که می شود به چنان قدرتی رسید که دیگر لازم نباشد برای پیدا کردن یک لقمه نان که بتواند شکم را سیر کند از کله سحر تا بوق شب جان کند و تلاش کرد ، بلکه می شود کاری کرد که غذا خودش بیاید و بگوید « بیا منو بخور » !
و البته چه غذایی مقوی تر و خوشمزه تر از انسان ؟! انسانی که با آن فیزیک بدنی مناسبش همچون هلویی است که می رود داخل گلو !
و تازه نه یکی ، نه دوتا بلکه صدها و هزاران انسان رنگ و وارنگ و مذکر و خصوصا مونث که هر روز از زمان طلوع خورشید تا پاسی از شب به تونل های زیر زمینی او می روند تا توسط او خورده شوند .
قدرت او ، سرعت او ، انعطاف پذیری او ، زیبایی او ، ابهت و بزرگی او ، مهارت فوق العاده اش در خزیدن در اعماق زمین و حتی در سطح آن ، سکوت دلنشینش در حالیکه صدها کیلومتر در ساعت سرعت دارد و ظرفیت فراوان معده اش که قادر است این همه انسان مشتاق را به یکباره در خود جای دهد همیشه نه تنها برای من ، بلکه برای تمامی مارهای کره زمین و البته تمامی موجودات عالم ، قابل احترام و ستودنی خواهد بود .
او بی نظیر است . اگرچه هنوز اسم واقعی او را نمی دانم و هر بار هم که از خودش پرسیدم از روی تواضع اسمش را به من نگفت ولی این طور که از زبان انسان ها شنیدم نام او باید " مترو " باشد .
پس " مار مترو " دوستت دارم !
این مطلبم در
سومین جشنواره سراسری طنز طهران
در رشته نثر بخش ویژه ( مترو )
مقام دوم را کسب کرد

حتما تا حالا چندین بار با این مشکل مواجه شدید که خواستید خودروتان را در کنار خیابانی پارک کنید ولی به دلیل وجود تابلوی پارک ممنوع و از ترس اینکه مبادا برگردید و قبض جریمه را پشت برف پاک کن خودروتان ببینید قید پارک کردن در آن جا را زدید و کلی مسیرتان را دور کردید تا در خیابان دیگری پارک کنید و یا اینکه خودروتان را در همانجا پارک کردید و وقتی برگشتید با یک قبض جریمه چندین هزارتومانی مواجه شدید که با پرداخت آن تا چند ماه در آنجای خود احساس سوزش نمودید !
ما در این مطلب کوشیده ایم تا ۵ راه کاربردی جهت مصون ماندن از جریمه شدن در مکان های پارک ممنوع را به شما یاد بدهیم مشروط بر اینکه شما هم قول بدهید که فقط خودتان از این راه ها استفاده کنید وآن ها را به کس دیگری یاد ندهید و در ضمن چنانچه لو رفتید و مامورین شما را دستگیر کردند آدم فروشی نکنید و نگویید که ما به شما این کارها را یاد داده ایم !
اولین راه این است که شما یکبار جریمه شوید ولی بارها و بارها از جریمه شدن قسر در بروید به این صورت که همان برگه جریمه ای که در اختیار دارید را هر روز موقع پیاده شدن از خودروتان پشت برف پاک کن بگذارید تا چنانچه پلیسی در حال رد شدن بود و خواست شما را جریمه کند آن را ببیند و فکر کند که قبل از او یکنفر دیگر جریمه تان کرده و یا خودش جریمه کرده و یادش رفته و در نتیجه چندین و چند روز به همین روش از جریمه شدن نجات یابید .
راه دوم این است که در هنگام پارک در خیابان های پارک ممنوع با دقت دور و برتان را نگاه کنید تا یک خودرو که قبلا پارک کرده و جریمه هم شده پیدا کنید . در این هنگام تنها کاری که باید بکنید این است که خیلی طبیعی برویدآن برگ جریمه را از پشت برف پاک کن آن خودرو بردارید و به پشت برف پاک کن خودرو خودتان منتقل کنید تا اگر پلیسی خواست برگ جریمه بنویسد برای آن خودرو بنویسد نه برای شما .
راه سوم این می باشد که یک برچسب « خودرو خدمت » تهیه کنید و هر زمان که قصد ترک کردن خودرو تان را دارید برچسب را به درب آن بچسبانید تا چنانچه پلیس خواست جریمه تان کند فکر کند که شما در حین خدمتگذاری به آحاد ملت یا همان ماموریت اداری می باشید و قید جریمه کردنتان را بزند .
راه چهارم به این صورت می باشد که یک عدد تابلوی پارک آزاد یا همان پارکینگ درست کنید و آن را به درب سمت چپ خودروتان جوش دهید تا هر وقت و هرجا که خودروتان را نگه می دارید آن تابلو هم در بالای خودروی شما قرار گیرد تا چنانچه پلیسی خواست جریمه تان کند آن تابلو را ببیند و فکر کند که شما زیر تابلوی پارکینگ توقف کرده اید و در نتیجه راهش را بگیرد و برود .
و اما راه پنجم که موثرترین و البته خطرناک ترین (!) راه می باشد این است که یک دست لباس فرم نیروی انتظامی با یک درجه بالای نظامی تهیه کنید ( اینکه از کجا تهیه کنید دیگر به ما ربطی ندارد ) و هر زمان که می خواهید در خیابان های پارک ممنوع توقف کنید آن لباس را طوری که کاملا در دیدرس باشد روی صندلی خودروتان بگذارید به گونه ای که اگر ماموری خواست خودروتان را جریمه کند آن لباس را ببیند و نه تنها از جریمه کردن خودداری کند بلکه یک دستی هم به سر و روی خودرو بکشد و بعد هم سریعا از محل متواری شود !
چاپ شده در روزنامه قدس

۱ - از خریدن ، خوردن ، پرورش ، نگهداری ، تماس فیزیکی و یا هرگونه ارتباط دیگر با انواع خوک به شدت خودداری کنید !
۲ - کلیه افرادی که ابتلایشان به آنفلوانزای خوکی برای شما محرض می باشد را بدون استثنا و بدون در نظر گرفتن رابطه نسبی و سببی دور یا نزدیک با آن ها ، گرفته و در آتش بیندازید تا کاملا ضدعفونی و پاک شوند و سپس اگر چیزی از آن ها باقی ماند تماس برقرار کردن با آن ها برای شما بلامانع خواهد بود !
۳ - راه های تنفسی خود اعم از دهان و بینی که راه مستقیم انتقال ویروس آنفلوانزای خوکی به بدن می باشند را با استفاده از چسب قطره ای یا چسب چوب و یا هرنوع چسب قوی دیگر برای چند ماه به طور کامل مسدود کنید تا هیچ ویروسی نتواند به بدن شما راه پیدا کند !
۴ - از آن جا که کودکان و سالمندان بیش از بقیه افراد جامعه در معرض ابتلا به این بیماری می باشند لذا هر کودک یا سالمندی که می بینید سریعا سر به نیست نمایید تا با کم شدن افراد مبتلا به این بیماری ، ویروس آن کمتر انتشار یابد و زودتر ریشه کن شود !
۵ - به دلیل آنکه روبوسی کردن و دست دادن از راه های عمده انتقال بیماری آنفلوانزای خوکی می باشد لذا تا اطلاع ثانوی با کلیه دوستان و آشنایان و همسایگانتان قطع رابطه نمایید و حتی اگر پدر و مادر هستید فرزندانتان را از خانه بیرون بیندازید و اگر فرزند هستید از خانه پدر و مادرتان قهر کنید و بروید تا از خطر ابتلا به این بیماری رهایی یابید !
۶ - روزی ۳ بار دستان خود را ابتدا با آب و صابون سپس با اسکاچ و سمباده و سنگ پا بشویید و در نهایت دستانتان را به مدت ۱۵ دقیقه در ظرف حاوی اسید نگه دارید تا کاملا پاک و ضدعفونی شوند و چنانچه میکروب آنفلوانزای خوکی بر روی آن ها است از بین برود !
۷ - و در نهایت اینکه از آن جا که بیماری آنفلوانزای خوکی از طریق انسان های زنده به یکدیگر منتقل می شود و بعبارتی مردگان از ابتلای به این بیماری مصون می باشند لذا همین الان دست به کار شوید و با هر روشی که بیشتر می پسندید از جمله خوردن قرص ، باز کردن شیر گاز ، زدن رگ ، کشیدن پلاستیک روی سر ، حلق آویز شدن ، پرت شدن از پشت بام و ... خودتان را از این زندگی خلاص کنید تا دیگر برای همیشه از شر آنفلوانزای خوکی در امان باشید و هیچکس و هیچ چیز نتواند شما را به این بیماری مبتلا نماید !
چاپ شده در روزنامه قدس

جراید : ( رشته دانشگاهی پرورش اسب دایر می شود ) !
دروس پیش نیاز : پرورش الاغ ( ۷ واحد ) ، برق انداختن کف کله زرافه ( ۱۰ واحد ) ، گرفتن ناخن پای فیل ( ۸ واحد ) ، آموزش مسائل فیزیک هسته ای به گوسفند ( ۹ واحد ) ، پروفسوری کردن ریش بز ( ۴ واحد ) ، فهماندن تفاوت بین شیر یارانه ای با آزاد به گاو ( ۶ واحد ) ، سواری گرفتن از بوفالو ( ۷ واحد ) ، آب کردن چربی های کوهان شتر با ویبره گوشی موبایل ( ۹ واحد ) .
دروس عمومی : نحوه رنگ آمیزی کاه به رنگ یونجه ( ۳ واحد ) ، روش لاستیکی کردن احشام ( ۵ واحد ) ، چگونگی بازیافت فضولات حیوانات و تبدیل آن به کود آلی ( ۴ واحد ) ، نحوه ارتباط عاطفی عمیق بر قرار کردن با جانوران ( ۶ واحد ) ، آموزش تنظیم خانواده به حیوانات اهلی ( ۹ واحد ) ، روش دوخت شلوار برای چهارپایان ( ۵ واحد ) .
دروس اختصاصی : یادگیری زبان اسب و ترجمه حرف های او به ۷ زبان حیوانی دیگر ( ۷ واحد ) ، شیوه نعل اسپرت کردن اسب ( ۴ واحد ) ، نحوه رساندن سرعت اسب از یورتمه به چهارنعل در کمتر از ۳ ثانیه ( ۶ واحد ) ، چگونگی جلوگیری از اعتیاد اسب به شبدر و یونجه ( ۴ واحد ) ، ترویج نجابت اسب در بین اسب های جوان جهت جلوگیری از انحرافات اخلاقی ( ۵ واحد ) ، گفتار درمانی جهت فهماندن این نکته به اسب ها که برهنگی نشانه تمدن نیست ( ۷ واحد ) ، آموزش شیهه بلبلی به اسب ها ( ۳ واحد ) ، تعریف کردن داستان هایی از رخش ( اسب رستم ) - جالی ( اسب لوک خوش شانس ) - شبدیز ( اسب خسرو پرویز ) - تورنادو ( اسب زورو ) - اسب تروا - اسب شاخدار - اسب بالدار - اسب سفید و دیگر اسب های مشهور جهان برای کره اسب ها ( ۶ واحد ) .
دروس اختیاری : فشن کردن یال اسب ( ۱ واحد ) ، تک سه پشته جفت پا رو زین با اسب ( ۱ واحد ) ، سنگ پا کشیدن سم اسب ( ۱ واحد ) ، برداشتن زیر ابروی اسب ( ۱ واحد ) ، خلال کردن دندان اسب ( ۱ واحد ) ، ملیله و منجوق و کوبلن دوزی در حال اسب دوانی ( ۱ واحد ) .
تذکر ۱ : محل تشکیل کلاس ها با توجه به نوع درس در یکی از مکان های طویله ، اسطبل ، آغول ، قفس و یا در محل چراگاه برگزار خواهد شد .
تذکر ۲ : حتی الامکان سعی می شود که کلاس ها به صورت مختلط برگزار نگردد زیرا حرکات نمایشی و جانگولر بازی و مزه پرانی برادران و آرایش و گریم بیش از حد خواهران در کلاس های مختلط برای اسب های مجرد بدآموزی دارد .
تذکر ۳ : به دانشجویان غیر بومی فحش هم داده نمی شود چه برسد به خوابگاه و وسیله ایاب و ذهاب .
تذکر ۴ : دانشجوی بومی در کار نخواهد بود زیرا تا چندین فرسخ دورتر از محل تاسیس دانشگاه هیچ انسان زنده ای یافت نمی شود .
تذکر ۵ : دانشگاه از پذیرش دانشجویان دوره شبانه معذور است چون شبها اسب ها خواب هستند .
تذکر ۶ : به دانشجویان پس از اتمام تحصیلات گواهینامه کارشناسی مورد تایید وزارت علوم اعطا می شود یا نمی شود به شما ربطی ندارد .
تذکر ۷ : در صورت انصراف از تحصیل ، دانشجوی انصرافی باید به اندازه ای که در طول تحصیل سوار بر اسب شده بوده به همان اندازه به اسب ها سواری دهد .
چاپ شده در ماهنامه طنز ستون آزاد

اصولا مردان موجودات تنوع طلبی می باشند به همین جهت پس از گذشت یکسال از شروع زندگی مشترکشان با استناد به مثل مشهور « هر گلی یک بویی دارد » بر اساس همین خصیصه ذاتی دائما در تلاشند تا هر طور که شده حداقل سالی یکبار با نو شدن سال و تولد دوباره طبیعت ، آن ها نیز تجدید فراش نمایند و یک همسر نو و جدید اختیار کنند !
در خصوص مقابله با این پدیده شوم ، زنان معمولا از دو راهکار استفاده می کنند که عبارتند از :
راهکار اول : برخی زنان راهکار اشتباهی را در پیش می گیرند که در نهایت هم نتیجه عکس می دهد و به ضرر خود آن ها تمام خواهد شد و آن بدین صورت می باشد که از همان اوایل شروع زندگی مشترک در صدد سرکوب غریزه تنوع طلبی شوهرشان بر می آیند !
این دسته از زنان جهت جلوگیری از دوتا شدن شلوار همسر خود در زمانیکه وی بیرون از خانه می باشد هر دم به دقیقه به تلفن همراه او زنگ می زنند و مکان و موقعیت دقیق جغرافیایی که اکنون مرد در آنجا حضور دارد را جویا می شوند ؛ اگر تلفن وی مشغول باشد با خشونت از او می پرسند : « داشتی با کی حرف می زدی ؟! » و اگر آزاد باشد و مرد مذکور گوشی را زود جواب دهد از او می پرسند : « چرا گوشیتو زود جواب دادی ؟! منتظر کسی بودی ؟!» و اگر هم گوشی اش را دیر جواب دهد باز با عصبانیت از او سوال می کنند : « چرا دیر جواب دادی ؟! سرت به چه کاری گرم بود ؟! » و چنانچه شوهر دقایقی دیر به منزل برسد با یک وردنه به استقبال او می روند و پس یک مشت و مال مختصر بصورت ممتد از او می پرسند : « تا حالا کجا بودی ؟! با کی بودی ؟! چیکار می کردی ؟! » ناگفته نماند که نسل جدید این دسته از زنان با نصب وسایلی مانند GPRS ، استراق سمع ، دوربین مدار بسته و ... بر روی شوهران خود در تلاشند تا بصورت مستند و مستدل مچ وی را بگیرند !
نتیجه این راهکار : با استناد به این نظریه که « در این یک مورد خاص هیچ چیز نمی تواند مانع رسیدن یک مرد به هدفش بشود » لذا بکارگیری چنین راهکاری موجب خواهد شد که این زنان زمانی متوجه شوند که همسرشان نه یکی نه دوتا بلکه سه تا هوو سر آن ها آورده که شوهر مذکور از سه همسر دیگر خود صاحب فرزند شده و آن ها را بزرگ کرده و به خانه بخت فرستاده و در عروسی یکی از آن ها یک کارت دعوت هم اشتباها به دست همسر اول می رسد !
راهکار دوم : این راهکار که بهترین و عملی ترین و در عین حال آخرین متد روز دنیا جهت حل این معضل می باشد روشی است که فقط چند سال از ابداع آن در دنیا می گذرد و ظهور خود را هم مدیون پیشرفت علم و تکنولوژی بالاخص علم پزشکی می باشد .
در این راهکار زنان به جای سرکوب میل تنوع طلبی شوهران خود در جهت ارضای صحیح و اصولی این غریضه بر می آیند ؛ به بیان روشن تر وقتیکه در این مورد خاص بلانسبت عقل مردان به چشمشان است و هر سال به دنبال یک کیس جدید صرفا با ظاهر و شمایلی متفاوت از همسر خود هستند خب چرا این زنان سالی یکبار چهره و دکوراسیون خود را تغییر ندهند تا هم خودشان از یکنواختی در بیایند و هم نگذارند که شوهرشان از دستشان برود ؟!
در این روش زنان می توانند یکسال با عمل رینوپلاستی بینی ، سال بعد با لیفتینگ صورت ، سال دیگر با تاتو ابرو ، سال بعد از آن با تزریق ژل و بوتاکس و پروتز و برجسته نمایی لب و گونه و اجزای دیگر صورت و بدن ، سال دیگر با ارتدونسی دندان ، سال بعدتر با لیپوساکشن چربی های اضافی و سالی دیگر با جوانسازی پوست و رفع خال و جوش با لیزر کلیه اندام خود را متحول کنند و به همسری بسیار زیباتر و جذابتر از گذشته و البته جدید برای شوهر خود تبدیل شوند .
نتیجه این راهکار : مسلما در این صورت میل تنوع طلبی این مردان بصورت کاملا مسالمت آمیز و استاندارد ارضا خواهد شد و در نتیجه زنان هم می توانند زیبایی و جوانی خود را حفظ کنند و هر روز به آن بیفزایند و هم شوهرشان را برای خودشان حفظ کنند و هر روز هم بر علاقه او نسبت به خودشان اضافه نمایند !
چاپ شده در روزنامه قدس

